سيد مرتضى حسين صدر الافاضل ( مترجم : محمد هاشم )
462
مطلع انوار ( احوال دانشوران شيعه پاكستان و هند ) ( فارسي )
دست آورد . مولانا كلب حسين در ناز و نعمت زندگى مرفه و در ميان خاندان علم و عمل تربيت يافت . وى خوشصحبت ، شاعر و طالب علم و باهوش بود . مولانا عبد الحسين ، مولانا ميرن و مولانا زين العابدين از همدرسان او بودند . پدرش مولانا آقا حسن بعد از گرفتن مدرك صدر الافاضل ، پسرش را به نجف اشرف فرستاد . بعد از اينكه مدت سه سال از محضر استادان بزرگ نجف و كربلاى معلا كسب فيض كرد ، به لكنهو بازگشت و با پدرش شروع به همكارى كرد . خدا به او قوت و فصاحت بيان داده بود و روز به روز به طرف ترقى گام برمىداشت . در ميان خطباى بزرگ شيعه مانند شمس العلماء خطيب اعظم مولانا سبط حسن ، مولانا محمد رضا فلسفى و مولانا محمد حسين محقق هندى گوى سبقت ربود و به مدارج عالى دستيافت . در سال 1348 ه ق وقتى كه قدوة العلماء مولانا آقا حسن درگذشت ، مولانا كلب حسين معروف به كبّن گرفتار مسئوليتهاى شديد شد . وى امامت جمعه و جماعت مسجد آصف الدوله ، نظارت امور اوقاف ، سرپرستى معاملات قومى را برعهده داشت . با فقرا و امرا ملاقات مىكرد ، به صدها نامه پاسخ مىداد . مولانا كبّن در انجام امور خير پيش قدم و با مردم خوشرفتار بود و حتى دشمنان بزرگ را دوست مىداشت و با گروه مخالف و موافق رابطه برقرار مىكرد . صداى او در هر گوشه و كنار شبه قاره هند به گوش مردم مىرسيد و در جلسات شيعه و سنى سخنرانى مىكرد درحالىكه رهبر شيعيان بود ، با سنيان نيز اتحاد برقرار مىكرد . به خاطر اين صفات همه او را دوست مىداشتند . بعد از نجم الملّة و ناصر الملة ، شخصيت او در مرجعيت منحصر به فرد بود و در ماه محرم در مجالس متعدد شركت مىكرد و طرز بيانش بسيار جالب بود . مردم آفريقا ، عراق ، ايران و مناطق ديگر به او احترام مىگذاشتند ، چرا كه او در علم و عمل و تقدس و خلوص و نيز در ايثار و حسن اخلاق و كردار بىمثال بود . با كوچك و بزرگ صحبت مىكرد ، هروقت اين همه صفات او را به خاطر مىآورم بسيار رنج مىبرم . وى براى بالا بردن سطح فكرى ، اخلاقى ، علمى و اقتصادى مردم مجلاتى مانند الناطق ، بلاغ ، سحاب را به چاپ مىرسانيد و مؤسساتى مانند بيت المال و اقتصاد را تأسيس كرد و براى انجمنها و ادارات كارهاى اساسى انجام داد . ساختمانهاى مدرسهء ناظميه ، نوانخانه ، كنفرانس